فرستنده ناهید س.:
یه کوچه ی باریک و خلوته. پسره با موتور قرمزش میاد جلو. به زور 18 سالشه. اول فکر می کنم از این اذیتای بچه گونه ست. راهمو کج می کنم. سریع می پیچه و دستشو میاره بین پاهام. از اولین لحظه ای که می فهمم، شروع می کنم به داد زدن و دنبالش دویدن. همینطور دارم با جیغ و گریه فحش می دم و تهدید می کنم و می گم "جرئت داری وایسا" و می دوم. از سر تا ته کوچه رو می دوم و جیغ می زنم. و هیچ کس تو اون کوچه حتی سرشو از پنجره در نمیاره. هرلحظه با خودم فک می کنم الان یکی میاد. الان میان بیرون و می گیرنش. کسی نمیاد. پسره می رسه به ته کوچه که می خوره به یه خیابون اصلی. چند تا خانوم و آفا اونجا وایسادن. سر کوچه هم دفتر یه آژانسه. جیغ می زنم که "بگیرین اون آشغالو" . وقتی می رسم به ته کوچه دوتا از راننده آژانسا پریده ن تو ماشینشون و دنبال پسره رفتن. بی نفس اونجا وایسادم تا یارو رو برگردونن و زنگ بزنم به پلیس یا حداقل بزنم تو گوشش. آقاهه می گه "کیفتو زده؟"
می گم "کاش کیفمو زده بود" . آدمای اونجا تازه می فهمن چه خبر بوده. راننده ها یهو جدی می شن. سکوت. خانومه میاد پیشم که بهم مهربونی کنه. من منتظر اون رانندهام. یکی از راننده های آژانس می گه "حالا خانوم برگرده هم می خوای چی کار کنی؟ جامعه مریضه دیگه" خسته تر از اونم که توضیح بدم چرا اصرار دارم وایسم اونجا. می گم "حداقل می ترسه یه کم. دیگه فکر نمی کنه تو هر کوچه ی خلوتی می تونه اینکارو کنه". راننده ها برمی گردن. یکی شون داره شدیدآ معذرت می خواد. "ببخشید خانوم... به خدا همه ی سعیمو کردم. آیینه م هم شیکست. ولی انداخت تو ورود ممنوع، دیگه نشد برم دنبالش. " در حالی که دارم تشکر می کنم اون یکی می رسه. می گه "کیفشو زدن؟" اون آقایی که اونجا بود براش یه توضیحی می ده که نمی شنوم. راننده هه که می شنوه بر می گرده پیش من. باز معذرت خواهی. تشکر می کنم و میرم،و به این فک می کنم که آیا پسره به حد کافی ترسید یا نه.
--------
لطفا در صورت تمایل روایات و تجربیات خود از آزار جنسی را به آدرس ایمیل azarejensi@gmail.com
بفرستید.
می گم "کاش کیفمو زده بود" . آدمای اونجا تازه می فهمن چه خبر بوده. راننده ها یهو جدی می شن. سکوت. خانومه میاد پیشم که بهم مهربونی کنه. من منتظر اون رانندهام. یکی از راننده های آژانس می گه "حالا خانوم برگرده هم می خوای چی کار کنی؟ جامعه مریضه دیگه" خسته تر از اونم که توضیح بدم چرا اصرار دارم وایسم اونجا. می گم "حداقل می ترسه یه کم. دیگه فکر نمی کنه تو هر کوچه ی خلوتی می تونه اینکارو کنه". راننده ها برمی گردن. یکی شون داره شدیدآ معذرت می خواد. "ببخشید خانوم... به خدا همه ی سعیمو کردم. آیینه م هم شیکست. ولی انداخت تو ورود ممنوع، دیگه نشد برم دنبالش. " در حالی که دارم تشکر می کنم اون یکی می رسه. می گه "کیفشو زدن؟" اون آقایی که اونجا بود براش یه توضیحی می ده که نمی شنوم. راننده هه که می شنوه بر می گرده پیش من. باز معذرت خواهی. تشکر می کنم و میرم،و به این فک می کنم که آیا پسره به حد کافی ترسید یا نه.
--------
لطفا در صورت تمایل روایات و تجربیات خود از آزار جنسی را به آدرس ایمیل azarejensi@gmail.com
بفرستید.
من تقریبا بیشتر از 5 بار این بلا سرم اومده بار اخر طرف دادم دست پلیس ولی شوهرم مجبورم کرد رضایت بدم گفت اگه رضایت ندی ممکنه دفعه بعد بلای سرت بیاره
پاسخ دادنحذفاین قدراز این مسئله عصبی میشم که یک مدت یک چاقوی ضامن دار توی کیفم گذاشتم